البته این بینیاز بودن به معنی عدم وابستگی نیست و بسیاری از شرکتهای خودروساز دنیا هم در برخی از قطعات نیازمند شرکتهای دیگر هستند. اما در بحث طراحی خودرو و قطعات، هر شرکت به معنای واقعی خودروساز، عموما خود به تنهایی اقدام میکند. ضمن آنکه در شرکتهای خودروساز دیگر شاهد مونتاژ و وابسته بودن به خودروهای خارجی نیستیم. بنابراین این موضوع مطرح میشود که در صنعت خودرو هنوز هم نتوانستهایم به پیشرفت واقعی دست پیدا کنیم. یکی از مباحثی که در این میان مطرح میشود، بحث مقایسه صنعت خودرو با توان موشکی و پیشرفتهایی است که در این عرصه با وجود پیچیدگیهای بسیار زیاد آن انجام شده اما در صنعت خودرو با وجود بیش از 50 سال فعالیت هنوز هم این اتفاق رخ نداده است. همین مقایسه باعث شد تا دبیر انجمن خودروسازان واکنش نشان دهد و مقایسه این صنعت را با پیشرفتهای نظامی صحیح نداند. احمد نعمتبخش معتقد است در تمام دنیا، بدون استثنا صنایع نظامی در استفاده از تکنولوژی مدرن پیشتاز هستند و صنایع دیگر از سرریز تکنولوژی (اعم از مواداولیه، دانشفنی، ماشینآلات و... آنها استفاده میکنند. زیرا در صنایع نظامی هزینههای تحقیق و توسعه، تولید و... عمدهترین مساله متولیان امر نیست.
اصلیترین تفاوت در استراتژیهای توسعه این دو صنعت است
در همین زمینه یک کارشناس صنعت خودرو نیز معتقد است نمیتوان صنایع نظامی را با صنایع دیگر مقایسه کرد. وی میگوید: «دلایل متعددی وجود دارد که باعث میشود نتوان رشد در صنایع نظامی را با سایر صنایع از جمله صنعت خودرو بویژه در ایران مقایسه کرد. اما شاید اصلیترین تفاوت را بتوان در اختلاف استراتژی توسعه در این دو دانست.» حسن کریمی سنجری میافزاید: «اصولا توسعه در صنایع نظامی ریشه در فلسفه نیاز دارد، بطوریکه عمیقا جنس این توسعه با آنچه که بعنوان منشأ رشد در جایی نظیر خودروسازی رخ میدهد، متفاوت است.» وی تاکید میکند: «اولین پیشرفتهای بشر در صنعت، در صنایع نظامی اتفاق افتاده است. بطوریکه علمی نظیر علم تحقیق در عملیات، حاصل کنجکاوی محققان برای یافتن پاسخ به نیازهای تکنیکی در جنگ های اول و دوم جهانی بوده است. اما در عصر حاضر به علت تغییر در ماهیت استراتژی از نیاز به سلیقه، صنعتی نظیر خودروسازی بعنوان صنعت مولد دارای سرریز دانش فنی برابر با صنایع نظامی است.»
تفاوت صنعت خودرو و صنایع نظامی در بحث نیاز و سلیقه
کریمی سنجری با اشاره به تفاوت صنعت خودرو و صنایع نظامی در بحث نیاز و سلیقه اظهار میکند: «بعنوان مثال اهمیت کاهش قیمت تمامشده در خودرو، ناشی از نوع سلیقه و انتخاب مشتری در جوامع مختلف و با درآمد پایینتر از یکسو و از سوی دیگر فشردگی فضای رقابتی موجود در بازارهای غیرانحصاری امروزه خودرو است که باعث تلاش محققان برای جایگزینی آلیاژهای سبک کربن بجای ورقهای فولادی بکار رفته در بدنه خودرو شده است.» وی در ادامه میگوید: «همچنین استفاده از موتور برقی در خودرو با آنچه در هواپیماهای جنگی استفاده میشود و قیمت تمامشده بسیار بالایی هم دارد، متفاوت است. نتیجه تلاش محققان برای پاسخگویی به مشتریان در انتخاب یک خودرو ارزانتر در مقایسه با خودرویی با سوخت فسیلی ست.»
سنجری با بیان اینکه در صنایع موشکی هدف پاسخ به نیاز استراتژیک ملی است نه پاسخ به انتخاب مشتری، میافزاید: «بعبارت بهتر رشد صنایع نظامی مستقل از نیاز مشتری به طراحی متفاوت، قیمت تمامشده کمتر و نهایتا مبتنی بر استانداردهای مالی و فنی است که برای انطباق با خواست مشتری تدوین شده است. یعنی در صنعت موشکی چیزی به نام قیمت تمامشده کمتر برای نفوذ عمیقتر در بازار وجود ندارد و همینکه بتوان موشکی طراحی و تولید کرد که بتواند با دقتی مضاعف هدفی را در دوردستها منهدم کند، کار تمام است و دیگر اهمیتی ندارد که چه میزان برای آن هزینه شود.» وی همچنین قیمت تمامشده را برای صنعت خودرو بسیار بااهمیت میداند و اظهار میکند: «در تولید یک خودرو رقابتی و در کلاس جهانی همانقدر پیشرفت تکنیکی در طراحی بدنه و قوای محرکه اهمیت دارد که کاهش قیمت تمامشده، اما در به تولید انبوه رساندن یک تانک زرهی آنهم برای کشوری با موقعیت جمهوری اسلامی هدف دستیابی به بهترین طراحی بدون توجه به هزینههای طراحی و تولید است. بویژه آنکه قرار نیست هیچوقت چنین ابزار جنگی در یک بازار صادراتی و رقابتی ارائه شود.» سنجری همچنین معتقد است ذکر این دلایل برای توجیه عدم پیشرفت صنعت خودرو ایران کافی نیست و در اینکه عواملی همچون سوءمدیریت، عدم بهرهمندی از تمامیت منابع ارزشمند داخلی بویژه نیروهای مستعد انسانی و نیز بیبهره ماندن از اتصال به زنجیره جهانی ارزش خودرو، عدم دستیابی به توسعه در این صنعت را به دنبال داشته، تردیدی نیست. اما مقایسه رشد خودروسازی با صنعت نظامی در ایران مصداق قیاس معالفارق است.